تولد و روزمادر
به نام خدا
يادمه پارسال روز تولدت ميگفتي كي دخترم برام كادو ميگيره يادمه سالهاي قبل ازت ميپرسيدم بچه چي دوست داري ميگفتي سالم باشه دختر باشه اما وقتي باردار شدي ميگفتي فقط سالم باشه يادمه استرس در دوران بارداري زياد داشتي به خاطر ..... يادمه ماه آخر بارداري خيلي دوست داشتي بري آتليه ولي دختر كوچولوت عجله داشت يك ماه زود به دنيا اومد خدا يه دختر ناز بهت هديه داد يادمه وقتي دخترت به دنيا اومد ديگه آتليه خودت مهم نبود آتليه دخترت مهم شد 3 ماهگي برديش آتليه. يادمه و ميبينم طريقه شير دادن به دخترت البته شبها.
مادر دغدغه های زيادي داره... به تعداد نفسهای کودکش... به تعداد روزهایی که گذشته و روزهای پیش رو...
این یک سال قدر پدر و مادر خودمونو بیشتر فهمیديم... و درک کرديم که چقدر پدر و مادر بودن وظیفه ی سنگینیه...
از طرف بابا و دخترش تولدت مبارك روزت مبارك


معذرت بابت دير شدن مطلب


تولد و روزمادر 

